سلام
دیگه خسته شدم از این که همش مطالبو کپی کنمو بزارم.
دیگه می خوام همیشه خودم بنویسم.
حالا هر چی که بود
این چند روز خیلی دلم گرفته
هرچی از خدا مک می خوام جوابمو نمیده
دیگه نمیدونم چه کار کنم
شما هم برام دعا کنین که مشکلم هل بشه
کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
در عزای اربعینت جان او بر لب شده
او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود
بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده
زینبی کز نور او دنیای دل جان می گرفت
بین چگونه عالم قلبش ز هجرت شب شده
جان مادر از رقیه نزد او حرفی نزن
زین سبب از شام تا کرب و بلا در تب شده
سرفراز آمد به دیدار حسین بن علی
با زبان حیدری زینت برای اب شده
من نمی گویم بر او بعد علمدارت چه شد
هیبت زهرا نشان، گویای این مطلب شده
روی چشمان عمود خیمه ها پا می نهاد
از جفای تیر دشمن حال بی مرکب شده
جملگی اهل سما گریان به حال زینب و
نغمه ی «طایر» دمادم ناله و یارب شده
بسم ربّ المَهدی (عج)
عاشق که شد، که یار به حالش نظر نکرد؟
ای خواجه درد نیست، والا طبیب هست...
او پیداست ولی افسوس از چشمهای ندیدنش و بارهای سنگین گناه. رسوایی همه منتطرای محروم از دیدن رخ یار به سنگینی بار گناهاشونه و هر چی تقلّا و تاب و تب بیشتر بشه رسوایی بیشتره، از طرفی این داغ رو چطور میشه پنهون کرد و این چشما رو چطور میشه کنترل کرد؟ اگه شده به قیمت ریختن تموم آبروی نداشتم، داغ دوریتو همه جا داد میزنم و خودم، خودمو رسوا میکنم. بعضی وقتا دلم به حالش میسوزه، آقا چه گناهی داره که منتظرایی مثل من داره و بعنوان شیعه هاش به پاش نوشته شدیم، که آقا از درد جرایم ما تمام لحظات تنهایی خودش رو ذجّه میزنه و از خدا شفاعتمون رو میخواد.....!
شاید مخاطب این سخن تو باشی، پس خوب گوش کن:
.
شاید آقا دعوتت کرده این بار با تو سخن بگه، آقا خیلی دلش برا شیعه هاش تنگ میشه، اگه روشو داری و میتونی کمی تأمل کن تا خوب به سر و قدت نگاهی بندازه، سرتو بالا بیار... آقا شاید اینبار دلتنگ نجواهای تو شده، نرو، تنهاش نذار، ببین دلِ پرِ آقا از چیا حکایت میکنه! باور کن، اینبار باور کن که خیلی تنهاست و دلش خونه، شاید بیتاب اومدن شده، خوب گوش کنی صدای ذجّه هاشو میشنوی، آقا خیلی وقته دعای فرجش رو سر داده و منتظر لبیک ماست، یه یا علی بگو و عهدی ببندو یه لبیک ساده بگو. اگه حتی خودتو رسواترین میدونی بازم اعلام حضور کن، آخه آقا دلش به بودنت خوشه، اگه غیر از این بود سر صحبتو با تو باز نمی کرد، تو داستان حرو شنیدی ، نترس مرد اینا عالمشون با همه عوالم فرق داره، محکم باش، جرات کن و برا آقات از دلاوریات مایه بذار، خودش حواتو داره، قدم بذار، این قافله منتطر توست... .
او منتظر است تا که ما برگردیم...
کاش ما هم به اندازه خودش دلداده بودیم و درد یه دل شکسته رو یه بار تجربه میکردیم تا این بلاها رو سرش نمی آوردیم.
نقل شده آقا رو در حالی که زیر چشماشون کبود شده و چشماشون کوچیک شده زیارت کردن، پرسیدن آقا جون این چه حالتیه؟ چی به شما گذشته؟ چه بلایی سر شما اومده؟..... آقا جواب میدن: من از گناه شیعه هام به این روز افتادم، از بس شیعه هام گناه میکنند و منو اذیتم میکنن، شیعه ها گناه میکنند و من باید واسته بشم عذاب نازل نشه برای شما، من از سنی ها توقع ندارم، من از زرتشتی ها توقع ندارم، من از وهابیا و مسیحیا توقع ندارم، من از بچه شیعه های خودم توقع دارم، از بچه شیعه هایی که معتقدند واز یابن الحسن (عج) دم میزنن.
بچه شیعه، حیا کن، چقد دیگه میخوای آقای غریب و تنهاتو برنجونی، چقد دیگه آقا باید از دست گناهای ما سیلی بخوره و ما حتی به روی خودمونم نیاریم. بمیرم برا آقای غریب و مظلومم. مگه از آقا از ما چی میخوان؟ بخدا فقط به خوب بودن و خوب موندنمون راضیه، نخواسته براش آسمونا و کوها رو بشکافیم، داستان حمالو که شنیدی! از ما خواسته خودمونو حفظ کنیم و تقوی داشته باشیم.
وَ وَصیَّتُکُمُ التَّقوی... . این عین کلام آقاست... .

يادم باشد انسان باشم، انسانيت را دوست بدارم و همچون انسان آزاد زندگي کنم
_________________
♥ اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست ، او جانشین تمام نداشته هاست ♥
اگر چه فیض وصالت را بجویم
نمی دانم تو را دیدم چه گویم
جفا کردم وفا بسیار کردی
خطا کردم تو دادی آبرویم
شود آیا بیایی خانه ی ما
که عمری زنده با این آرزویم
اگر چه از راه و رسم تو دورم
بود نام تو ذکر وگفتگويم
به امید صبح ظهور...
يا رب الحسين عليه السلام بحق الحسين عليه السلام اشف صدرالحسين عليه السلام بظهور الحجه عليه السلام

آبروی حسین به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد


پیامبر اکرم(ص):
هرکه حسین را دوست بدارد،خداوند دوستش دارد.

رمز قرآن از حسین آموختیم / ز آتشش ما شعله ها افروختیم
ای صبا ای پیک دور افتادگان / اشک ما را بر مزار او رسان

درس آزادی به دنیا داد رفتــــــــــار حسین
بذر همّت در جهان افشاند ، افکـــار حسین
گر نداری دین در عالم ، لا اقـــل آزاده باش
این کلام نغز می باشد زگفتـــــــــار حسین
مرگ با عزت زعیش در مذلـــــت بهتر است
بسم تعالی
طبق گزارشاتی که اخیرا به دستمان رسیده است کارشناسان ما به این نتیجه رسیده اند که احتمالا در روز دهم محرم دو نفر به شهادت رسیده اند که به طرز سوال برانگیزی دارای شباهت اسمی هستند ...
اینجانب به عنوان سخنگوی این گروه تحقیقاتی ااعلام میدارم که ما قصد هیچ گونه توهینی به افراد ، عقاید ، مراسمات ، خرافات و غیره آت خاصی را نداریم بلکه تنها هدف ما نمود دادن تفاوت میان این دو نفر است چرا که ما اصلا دوست نداریم عزاداران این دو نفربر سفره یکدیگر بنشینند ...
لذا بر آن شدیم که تفاوت های افراد مذکور که نام هایشان حسین (ع) و حوسین بن خیال می باشد را خدمتتان عرض کنیم تا مبادا به اشتباه پا در مجلس دیگران نگذارید ...
1. اول اینکه حسین (ع) یک نفر بیشتر نیست اما حوسین متعدد و در رنگ بندی های متفاوت است تا جایی که حوسین فلان مداح از حوسین بهمان مداح زیبا تر است ...
2. حسین (ع) نماز را ولو در بحبوهه جنگ در اول وقت به پا می دارد و لی حوسین نماز صبح را فدای شب زنده داری حوسینی می کند ...
3. حسین (ع) انسان سازی می کند و آدم می خواهد اما حوسین به یارانش « من سگ حوسینم » را القا میکند و در پایان می گویند :
« دیشب آمدم به کویت به شکار رفته بودی تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی ؟ »
4. درد حسین (ع) حفظ دین و شرافت انسانی است اما بزرگترین مصیبت حوسین سیراب کردن بستگان و افرادش است ...
5. حسین (ع) همیشگی است و برای هر لحظه از زندگی الگویی کامل و بی نقص اما حوسین فقط ده روز از سال خودنمایی می کند و بقیه اوقات بهانه ای است برای جمع شدن دوستان قدیمی ( تازه در همان ده روز هم هنگام زنجیر زنی قطع و وصل می شود ) ...
6. یاران حسین (ع) او را بنده پاک خدا می دانند ولی حوسینیان ارباب خود را « حوسین اللهی » می خوانند ...
7. حسین (ع) تاثیر یا حسین (ع) را در پاکی قلب و نیت می داند اما حوسین میگوید هرچه می خواهد دل تنگت بگو فقط یا حوسین بلند فراموش نشود ...
8. دوستان حسین (ع) نا خود آگاه خون گریه می کنند اما دوستان دوستان حوسین به سبک عجیب و محیر العقولی به صورت آگاه خود زنی می کنند و اعلی درجات قرب را به پرنگ و کثیر بودن کبودی های سر و سینه می دانند ...
9. حسین ( ع) مشعل دار عقلانیت الهی است و لی حوسین اجازه هر کاری را با مجوز عشق حوسین به مریدانش می دهد و همه مبانی عقلی و شرعی را با تیپا ( با گویشی دیگر توپا یا لقد ) به کناری می نهد ...
10. در ظهر عاشورای حسینی صدای الله اکبر و حی علی الصلوه به گوش میرسد اما حوسینیان با نعره های « حوسین ، حوسین » به جنگ اذان می روند ...
11. حرارت حسین (ع) در قلب ها « لا ترد ابدا » است اما حرارت حوسین بعد از یک شور حوسینی تبدیل به شب خاطره و جک و غیبت می شود ...
12. همت مجالس حسین (ع) کسب معرفت ، شور و شعور است ولی تلاش حوسینیان تنظیم کردن صف ها و بالا و صد البته پایین پریدن هاست ...
13. حسینیان تنها با شتیدن نام مولایشان می سوزند ولی حوسینیان تا سبک آهنگ ... بخشید نوحه معلوم نشود که پاپ است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند ...
14. حسین (ع) برای شنیدن حرفش به چیزی نیاز ندارد اما حوسین برای جلب توجه محتاج طبل و سنج و سیستم صوتی چند میلیون تومانی است ...
و اما به نظر این حقیر رسید کسی که در دهم محرم سال شصت و یک هجری قمری به همراه یاران و خویشانش به شهادت رسید حسین (ع) بود نه حوسین ...
و اما اینکه دوستان ما تا به حال سنگ چه کسی را به سینه زده ایم ؟ حوسین یا حسین (ع) ؟ عزادار چه کسی بوده ایم و برای چه کسی سینه زده و اشک ریخته ایم ...
خود می دانیم و خدایمان ولی چیزی که من میدانم این است که اگر هم مولایمان حوسین بوده بازهم بر سر سفره حسین (ع) بوده ایم ...
به امید روزی که همه مان فقط حسینی باشیم ...

![]()
منبع:http://www.sagha7113.blogfa.com
![]()
اين روزها كه مي گذرد نمي دانم چرا اينقدر
گرفته ام ... دلم بهانه گير شده، اما بهانه چه را ...
نمي
دانم !! ...
از خودم فراري ام ...
خدايــــــا ...
قسم به اين قطرات باراني كه از
ابر چشمانم باريدن گرفته ...
دلتنگ حرمم ...
دلم بهانه گير امام رضاست !!
هر روز تصوير گنبد طلايت و ضريح باصفايت ديدگانم را جلا مي دهد ...
اما براي جلاي دلم چه كنم ؟!
عنكبوت گناه همه جاي دلم را تار بسته، دلم در دامش گير كرده، تنها دستان مبارك شما بايد عنايت كند ...
فقط يك اشاره برايش كافيست تا از بند رهايي يابد !
آخر نوشت:
بذار خيال كنم هنوز اشك چشامو دوس داري؛
بذار
خيال كنم هنوز آقا گداتو دوس داري؛
بذار خيال كنم مي خواد كه اين جدايي سر بياد؛
بذار خيال كنم مي خواد از شما يك خبر بياد...
آقــــــــــا با من مدارا كن ...
آقــــــــــا با اين دلم تا كن ...
آقــــــــــا منو نيگا كن ...
حرف دل نوشت:
اين برادر كوچكتان را دعا كنيد ...
اين روزها كه مي گذرد نمي دانم چرا اينقدر گرفته ام ...
دلم بهانه گير شده، اما بهانه چه را ...
نمي
دانم !! ...
از خودم فراري ام ...
خدايــــــا ...
قسم به اين قطرات باراني كه از
ابر چشمانم باريدن گرفته ...
دلتنگ حرمم ...
دلم بهانه گير امام رضاست !!
هر روز تصوير گنبد طلايت و ضريح باصفايت ديدگانم را جلا مي دهد ...
اما براي جلاي دلم چه كنم ؟!
عنكبوت گناه همه جاي دلم را تار بسته، دلم در دامش گير كرده، تنها دستان مبارك شما بايد عنايت كند ...
فقط يك اشاره برايش كافيست تا از بند رهايي يابد !
آخر نوشت:
بذار خيال كنم هنوز اشك چشامو دوس داري؛
بذار
خيال كنم هنوز آقا گداتو دوس داري؛
بذار خيال كنم مي خواد كه اين جدايي سر بياد؛
بذار خيال كنم مي خواد از شما يك خبر بياد...
آقــــــــــا با من مدارا كن ...
آقــــــــــا با اين دلم تا كن ...
آقــــــــــا منو نيگا كن ...
حرف دل نوشت:
اين برادر كوچكتان را دعا كنيد ...
اين روزها كه مي گذرد نمي دانم چرا اينقدر گرفته ام ...
دلم بهانه گير شده، اما بهانه چه را ...
نمي
دانم !! ...
از خودم فراري ام ...
خدايــــــا ...
قسم به اين قطرات باراني كه از
ابر چشمانم باريدن گرفته ...
دلتنگ حرمم ...
دلم بهانه گير امام رضاست !!
هر روز تصوير گنبد طلايت و ضريح باصفايت ديدگانم را جلا مي دهد ...
اما براي جلاي دلم چه كنم ؟!
عنكبوت گناه همه جاي دلم را تار بسته، دلم در دامش گير كرده، تنها دستان مبارك شما بايد عنايت كند ...
فقط يك اشاره برايش كافيست تا از بند رهايي يابد !
آخر نوشت:
بذار خيال كنم هنوز اشك چشامو دوس داري؛
بذار
خيال كنم هنوز آقا گداتو دوس داري؛
بذار خيال كنم مي خواد كه اين جدايي سر بياد؛
بذار خيال كنم مي خواد از شما يك خبر بياد...
آقــــــــــا با من مدارا كن ...
آقــــــــــا با اين دلم تا كن ...
آقــــــــــا منو نيگا كن ...
حرف دل نوشت:
اين برادر كوچكتان را دعا كنيد ...
